صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5980

غزل شمارهٔ 5980

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایبلبلان

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان

نیست چیزی غیر بوی گل غذای بلبلان

22

تا کدامین سنگدل گل چید ازین گلشن که باز

بوی خون می آید امروز از نوای بلبلان

33

خار در چشم خزان ریزد نسیم جلوه اش

گر نپیچد شاخ گل سر از رضای بلبلان

44

سخت می ترسم چو برگ لاله گردد داغدار

گوش گل از ناله دردآشنای بلبلان

55

جذبه ای با ناله عشاق می باشد که گل

می دود از پوست بیرون در هوای بلبلان

66

چون گل کاغذ بود با تازه رویان بهار

نغمه های خشک مطرب با نوای بلبلان

77

سبزه خوابیده ای نگذاشت در گلزارها

های هوی می پرستان، های های بلبلان

88

غنچه مستور را خواهد فتاد از بام طشت

گر چنین بی پرده خواهد شد صدای بلبلان

99

غنچه نشکفته در گلزار نتوان یافتن

از نسیم نغمه های دلگشای بلبلان

1010

چاک در دیوار گلشن چون قفس خواهد فتاد

گر چنین بالد گل از مدح و ثنای بلبلان

1111

از نوای عندلیبان باغ پر آوازه است

شاخ گل دستی است از بهر دعای بلبلان

1212

خرده گیری نیست کار کیسه پردازان عشق

ورنه گل آماده دارد خونبهای بلبلان

1313

نیست آن بی درد را پروای عاشق، ورنه گل

تا سحر چون شمع می سوزد برای بلبلان

1414

جنگ دارد با محبت خواب، ورنه شاخ گل

کرده است از غنچه سامان متکای بلبلان

1515

می کند قانون عشرت ساز بهر گلستان

نوبهار از مد آواز رسای بلبلان

1616

ناله تنهایی من بی اثر افتاده است

ورنه شاخ گل گذارد سر به پای بلبلان

1717

صائب ایام خزان جوش بهاران می زنند

تا صریر کلک من شد پیشوای بلبلان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان

رفته اند از حلقه ماتم برون دیوانگان

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5979

اگلی نظم

مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنان

سنگ خارا لعل شد در صلب کان ما همچنان

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5981

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور