سعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 40رباعی شمارهٔ 40شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ندمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا دل ز مراعات جهان برکندمصد نعمت را به منتی نپسندم2نقل کریںهر چند که نو آمدهام از سر ذوقبر کهنه جهان چون گل نو میخندم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبوی بغلت میرود از پارس به کیشهمسایه به جان آمد و بیگانه و خویشسعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 39اگلی نظمچون ما و شما مقارب یکدگریمبه زان نبود که پردهٔ هم ندریمسعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 41زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزینگونه که من به نیستی خرسندمچندین چه دهید بهر هستی پندمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1249چون صبح به خنده یک نفس خرسندمچون ابر به گریه نیست کس مانندمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 49آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبوی بغلت میرود از پارس به کیشهمسایه به جان آمد و بیگانه و خویشسعدی»مواعظ»رباعیات»رباعی شمارهٔ 39
چون صبح به خنده یک نفس خرسندمچون ابر به گریه نیست کس مانندمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 49