شاعر: سعدی
زمین
خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
با هزاران در پس دیوار خود چون شانه باش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1764
ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش
ساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1248
روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش
آشناتر با می از خطِ لبِ پیمانه باش
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4865
در گلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
هرکجا دامِ تماشایی که بینی دانه باش
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4866
طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
اول از میخانه بودی آخر از بتخانه باش
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 351