سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 108شمارهٔ 108شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمتکلف به نغمه در قرآنحق بیازرد و خلق را بربود2نقل کریںآن یکی خسر آن دگر باشدمایه وقتی زیان و وقتی سود3نقل کریںناخوشآواز اگر دراز کشدنه خداوند خلق ازو خشنود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخواهی از دشمن نادان که گزندت نرسدرفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 107اگلی نظممرغ جایی که علف بیند و چیند گرددمرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 109زمینہم وزن و قافیہ نظمیںوقت آن شد که گل شکفته شودچشم نرگس ز می غنوده بودامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 976عاشق را طلب شهود بهر فناست از وجود، دایم در عدم برای آن میزند که در حال عدم آسوده بود، هم شاهد بود و هم مشهود.زان قبل بود شاهد و مشهودعراقی»لمعات»لمعۀ بیست و هفتمماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخواهی از دشمن نادان که گزندت نرسدرفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 107
اگلی نظممرغ جایی که علف بیند و چیند گرددمرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جودسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 109
عاشق را طلب شهود بهر فناست از وجود، دایم در عدم برای آن میزند که در حال عدم آسوده بود، هم شاهد بود و هم مشهود.زان قبل بود شاهد و مشهودعراقی»لمعات»لمعۀ بیست و هفتم