سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 36غزل شمارهٔ 36شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انیگومباشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباشباز عالی همتم، زاغ آشیانی گو مباش22نقل کریںبز نیم در آخور قسمت، گیاهی گو مروسگ نیم بر خوانچهٔ رزق استخوانی گو مباش33نقل کریںگر همه کامم برآید نیم نانی خورده گیرور جهان بر من سرآید نیم جانی گو مباش44نقل کریںمن سگ اصحاب کهفم بر در مردان مقیمگرد هر در مینگردم استخوانی گو مباش55نقل کریںچون طمع یکسو نهادم پایمردی گو مخیزچون زبان اندر کشیدم ترجمانی گو مباش66نقل کریںوه که آتش در جهان زد عشق شورانگیز منچون من اندر آتش افتادم جهانی گو مباش77نقل کریںدُرِّ معنی منتظم در ریسمان صورت استنی چو سوزن تنگ چشمم ریسمانی گو مباش88نقل کریںدر بن دیوار درویشی چو خوابت میبردسر بنه بر بام دولت نردبانی گو مباش99نقل کریںگر به دوزخ در بمانم خاکساری گو بسوزور بهشت اندر نیابم بوستانی گو مباش1010نقل کریںمن چیم در باغ ریحان، خشک برگی، گو بریزمن کیم در باغ سلطان، پاسبانی، گو مباش1111نقل کریںسعدیا درگاه عزت را چه میباید سجودگرد خاک آلودهای بر آستانی گو مباش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باشتکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 35اگلی نظمصاحبا، عمر عزیز است غنیمت دانشگوی خیری که توانی ببر از میدانشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 37◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر نباشم من غبار آستانی گو مباشدربهشت جاودان برگ خزانی گو مباشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4887◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باشتکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 35
گر نباشم من غبار آستانی گو مباشدربهشت جاودان برگ خزانی گو مباشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4887