سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 37غزل شمارهٔ 37شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصاحبا، عمر عزیز است غنیمت دانشگوی خیری که توانی ببر از میدانش2نقل کریںچیست دوران ریاست که فلک با همه قدرحاصل آن است که دایم نبود دورانش3نقل کریںآن خدای است تعالی، ملک الملک قدیمکه تغیّر نکند ملکت جاویدانش4نقل کریںجای گریهست بر این عمر که چون غنچهٔ گلپنج روز است بقای دهن خندانش5نقل کریںدهنی شیر به کودک ندهد مادر دهرکه دگرباره به خون در نبرد دندانش6نقل کریںمقبل امروز کند داروی درد دل ریشکه پس از مرگ میسر نشود درمانش7نقل کریںهر که دانه نفشانَد به زمستان در خاکناامیدی بود از دخل به تابستانش8نقل کریںگر عمارت کنی از بهر نشستن شایدور نه از بهر گذشتن مکن آبادانش9نقل کریںدست در دامن مردان زن و اندیشه مدارهر که با نوح نشیند چه غم از طوفانش10نقل کریںمعرفت داری و سرمایهٔ بازرگانیچه به از دولت باقی بده و بستانش11نقل کریںدولتت باد و گر از روی حقیقت پرسیدولت آن است که محمود بود پایانش12نقل کریںخوی سعدیست نصیحت چه کند گر نکندمشک دارد نتواند که کند پنهانش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباشباز عالی همتم، زاغ آشیانی گو مباشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 36اگلی نظمای روبهک چرا ننشینی به جای خویشبا شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 38زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشوختر می شود ازخواب گران، مژگانشچون فلاخن که کند سنگ سبک جولانشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4978آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباشباز عالی همتم، زاغ آشیانی گو مباشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 36
اگلی نظمای روبهک چرا ننشینی به جای خویشبا شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 38
شوختر می شود ازخواب گران، مژگانشچون فلاخن که کند سنگ سبک جولانشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4978