سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 34غزل شمارهٔ 34شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اشہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگناه کردن پنهان به از عبادت فاشاگر خدای پرستی هواپرست مباش22نقل کریںبه عین عجب و تکبر نگه به خلق مکنکه دوستان خدا ممکناند در اوباش33نقل کریںبر این زمین که تو بینی ملوک طبعانندکه ملک روی زمین پیششان نیرزد لاش44نقل کریںبه چشم کوته اغیار در نمیآیندمثال چشمهٔ خورشید و دیدهٔ خفاش55نقل کریںکرم کنند و نبینند بر کسی منتقفا خورند و نجویند با کسی پرخاش66نقل کریںز دیگدان لئیمان چو دود بگریزندنه دست کفچه کنند از برای کاسهٔ آش77نقل کریںدل از محبت دنیا و آخرت خالیکه ذکر دوست توان کرد یا حساب قماش88نقل کریںبه نیکمردی در حضرت خدای، قبولمیان خلق به رندی و لاابالی فاش99نقل کریںقدم زنند بزرگان دین و دم نزنندکه از میان تهی بانگ میکند خشخاش1010نقل کریںکمال نفس خردمند نیکبخت آن استکه سر گران نکند بر قلندر قلاش1111نقل کریںمقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیستنظر به حسن معاد است نی به حسن معاش1212نقل کریںاگر ز مغز حقیقت به پوست خرسندیتو نیز جامهٔ ازرق بپوش و سر بتراش1313نقل کریںمراد اهل طریقت لباس ظاهر نیستکمر به خدمت سلطان ببند و صوفی باش1414نقل کریںوز آنچه فیض خداوند بر تو میپاشدتو نیز در قدم بندگان او میپاش1515نقل کریںچو دور دور تو باشد مراد خلق بدهچو دست دست تو باشد درون کس مخراش1616نقل کریںنه صورتیست مزخرف عبارت سعدیچنانکه بر در گرمابه میکند نقاش1717نقل کریںکه برقعیست مرصع به لعل و مرواریدفرو گذاشته بر روی شاهد جماش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمره به خرابات برد، عابد پرهیزگارسفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگارسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 33اگلی نظمهر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باشتکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 35◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشد آن که پای مرا بوسه می زند او باشبیار باده که گشتم قلندر و قلاشامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1188به آب ماند یار مرا صفات و صفاشکه روی خویش ببینی چو بنگری بقفاشسنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 92 - در ستایش قاضی ابوالبرکاتبن مبارک فتحی◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمره به خرابات برد، عابد پرهیزگارسفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگارسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 33
اگلی نظمهر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باشتکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باشسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 35
شد آن که پای مرا بوسه می زند او باشبیار باده که گشتم قلندر و قلاشامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1188
به آب ماند یار مرا صفات و صفاشکه روی خویش ببینی چو بنگری بقفاشسنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 92 - در ستایش قاضی ابوالبرکاتبن مبارک فتحی