شاعر: سعدی
در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
آن قدر عمری که دارد مردم آزاد مرد؟
کاستینها تر کنند از بهر او از آب گرم
فیالمثل گر بگذرد بر دامنش از باد سرد
زمین
اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد
ور نداری درد گرد مذهب رندان مگرد
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 142
طبّ جالینوس باشد کیر در کون تو برد
طبع صفراوی بود، لیمو در آن باید فشرد
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 14
طرفه میدارند یاران صبر من بر داغ و درد
داغ و دردی کز تو باشد خوشترست از باغ ورد
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 162
فارسی متن کا ماخذ: گنجور