سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: بریصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآفتابی و نور میندهیابری ای کیرخواره زن، ابری2نقل کریںمؤمنت خوانم و نهای مؤمنگبری ای کیرخواره زن، گبری3نقل کریںبه جدل همچو روبَه و شیریببری ای کیرخواره زن، ببری4نقل کریںبه مذاق جهانیان تلخیصبری ای کیرخواره زن، صبری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر خوبتر از روی تو باغی بودیپایم همه روزه راه آن پیمودیسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 42اگلی نظمخوش بود دلبستگی با دلبریماهروئی، مهربانی، مهتریسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 44ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر خوبتر از روی تو باغی بودیپایم همه روزه راه آن پیمودیسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 42