صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب اول در سیرت پادشاهان
  4. »حکایت شمارهٔ 23

حکایت شمارهٔ 23

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

One of the servants of Umrulais had fled but some men, having been sent in pursuit, brought him back. The vezier who bore a grudge towards him desired him to be killed that the other servants may not imitate his example. He placed his head on the ground before Umrulais and said:

‘Whatever befalls my head is lawful with thy approbation. What plea can the slave advance? The sentence is the master’s.’

‘But, having been nourished by the bounty of this dynasty, I am loth that on the day of resurrection thou shouldst be punished for having shed my blood; but, if thou desirest to kill me, do so according to the provisions of the law.’ He asked: ‘How am I to interpret it?’ The slave continued: ‘Allow me to kill the vezier and then take my life in retaliation so that I may be killed justly.’ The king smiled and asked the vezier what he thought of the matter. He replied: ‘My lord, give freedom to this bastard as an oblation to the tomb of thy father for fear he would bring trouble on me likewise. It is my fault for not having taken account of the maxim of philosophers who have said:

When thou fightest with a thrower of clods Thou ignorantly breakest thy own head. When thou shootest an arrow at the face of a foe Be on thy guard for thou art sitting as a target for him.’

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی را از ملوک مرضی هایل بود که اِعادتِ ذکرِ آن ناکردن اَوْلیٰ. طایفهٔ حکمایِ یونان متفّق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر زَهْرهٔ آدمی به چندین صفت موصوف. بفرمود طلب کردن.

دهقان‌پسری یافتند بر آن صورت که حکیمان گفته بودند. پدرش را و مادرش را بخواند و به نعمتِ بیکران خشنود گردانیدند و قاضی فَتویٰ داد که خونِ یکی از رعیّت ریختن سلامتِ پادشه را، روا باشد. جلّاد قصد کرد، پسر سر سویِ آسمان بر آورد و تبسّم کرد. ملک پرسیدش که در این حالت چه جای خندیدن است؟ گفت: نازِ فرزندان بر پدران و مادران باشد و دعوی پیشِ قاضی برند و داد از پادشه خواهند. اکنون پدر و مادر به علّت حُطامِ دنیا مرا به خون درسپردند و قاضی به کشتن فَتویٰ داد و سلطان مصالحِ خویش اندر هلاکِ من همی‌بیند؛ به جز خدای عَزَّوَجَلَّ، پناهی نمی‌بینم.

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 22

اگلی نظم

ملِکِ زوزَن را خواجه‌ای بود کریم‌النَّفْسِ نیک‌محضر که همگنان را در مواجهه خدمت کردی و در غیبت نکویی گفتی. اتفاقاً از او حرکتی در نظر سلطان ناپسند آمد، مصادره فرمود و عقوبت کرد؛ و سرهنگانِ ملِک به سوابقِ نعمتِ او معترف بودند و به شکرِ آن مُرتَهَن. در مدّت تَوْکیل او رِفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی.

صلحِ با دشمن اگر خواهی، هر گه که تو را

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 24

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست

خاک ره بیکسی‌ست ‌کز سر ما برنخاست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 430

یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 462

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 463

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 464

کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 472

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

ما به چمن می‌رویم عزم تماشا که راست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 473

گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست

حاصل این سوز و ساز یک دل خونین نواست

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 30

سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00