صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب اول در سیرت پادشاهان
  4. »حکایت شمارهٔ 11

حکایت شمارهٔ 11

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
درویشی مُسْتَجاب‌الدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.
ای زبردستِ زیردست‌آزار
گرم تا کی بماند این بازار؟
به چه کار آیدت جهانداری؟
مردنت بِهْ که مردم‌آزاری
◆

A dervish, whose prayers met with answers, made his appearance, and Hejaj Yusuf, calling him, said: ‘Utter a good prayer for me’, whereon the dervish exclaimed: ‘O God, take his life.’ He replied: ‘For God’s sake, what prayer is this?’ The dervish rejoined: ‘It is a good prayer for thee and for all Musalmans.’

O tyrant, who oppressest thy subjects, How long wilt thou persevere in this? Of what use is authority to thee? To die is better for thee than to oppress men.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر بالینِ تربتِ یحیی، پیغامبر -عَلَیْهِ‌ السّلامُ- معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوکِ عرب که به بی‌انصافی منسوب بود، اتّفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست.

درویش و غنی بندهٔ این خاک درند

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 10

اگلی نظم

یکی از ملوکِ بی‌انصاف پارسایی را پرسید؛ از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟ گفت: تو را خوابِ نیمروز تا در آن، یک‌نفس خلق را نیازاری.

ظالمی را خفته دیدم نیمروز

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 12

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حرز جانهاست نام دلبر ما

ما اعزاسمه و ما اعلی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2

انت شمس البقا و غیرک فی

کل شی ء سواک لیس بشی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

بانگ تسبیح بشنو از بالا

پس تو هم سبح اسمه الاعلی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 247

رو تن و جان خویش را بشناس

تا به قرآن رسی ز روی قیاس

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل ششم»بخش 3 - حق الیقین

هر که بی‌مشورت کند تدبیر

غالبش بر غرض نیاید تیر

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 25

ای پسندیده حیف بر درویش

از برای قبول و منصب خویش

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 26

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روزه دریابی

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 51 - پند

هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.

گر نشیند فرشته‌ای با دیو

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 37

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00