صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 9

حکمت شمارهٔ 9

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

The amity of princes and the sweet voice of children are not to be trusted, because the former is changed by fancy and the latter in the course of one night.

Give not thy heart to a sweetheart of a thousand lovers, And if thou givest it, thou givest that heart for separation.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 8

اگلی نظم

هر آن سری که در سر داری با دوست در میان منه چه دانی که وقتی دشمن گردد و هر گزندی که توانی، به دشمن مرسان که باشد که وقتی دوست شود.

رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه وگرچه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد، همچنین مسلسل.

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 10

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شیخ ابو سعید ابوالخیر را - قدس سره - پرسیدند که تصوف چیست؟ گفت: آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و از آنچه بر تو آید نجهی.

خواهی که به صوفیگری از خود برهی

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 21

ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی

خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 44

گل را دیدم نشسته بر تخت شهی

گفتا بشنو راستی از مرد رهی

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 115 - رباعی

امشب که فتاده‌ای به چنگال رهی

بسیار طپی ولیک دشوار رهی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1683

چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی

یا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1840

دستار نهاده‌ای به مطرب ندهی

دستار بده تا ز تکبر برهی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1870

ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی

با قد چو سرو و با رخ همچو مهی

عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 11

چو مهرهٔ مِهر بازی ای سرو سهی

چون از گهر حقیقتی حقه تهی

عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 19

دوش آمد و گفت: چندم آواز دهی

من دور نیم تو دوری آغاز نهی

عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 4

تا تو به بلای عشق تن در ندهی

هرگز نرسی به وصل آن سروسهی

عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 57

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00