صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب دوم در اخلاق درویشان
  4. »حکایت شمارهٔ 46

حکایت شمارهٔ 46

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
پادشاهی به دیدهٔ اِستِحقار در طایفهٔ درویشان نظر کرد.
یکی زآن میان به فِراست به جای آورد و گفت: ای مَلِک! ما در این دنیا به جَیْش از تو کمتریم و به عَیْش خوشتر و به مرگ برابر و به قیامتْ بهتر.
اگر کشورْخدای کامران است
وگر درویشِ حاجت‌مند نان است
در آن ساعت که خواهند این و آن مُرد
نخواهند از جهان بیش از کفن برد
چو رَخْت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی
ظاهرِ درویشی جامهٔ ژنده است و مویِ سِتُرده و حقیقتِ آن دلِ زنده و نفْسِ مرده.
نه آنکه بر درِ دعوی نشیند از خلقی
وگر خلاف کنندش، به جنگ برخیزد
اگر ز کوه فرو غلتد آسیا سنگی
نه عارف است که از راه سنگ برخیزد
طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت و ایثار و قناعت و توحید و توکّل و تسلیم و تحمّل.
هر که بدین صفت ها که گفتم موصوف است به حقیقت درویش است وگر در قباست،
امّا هرزه‌گردی بی‌نماز، هواپرست، هوس‌باز که روزها به شب آرد در بندِ شهوت و شب ها روز کند در خوابِ غفلت و بخورد هر چه در میان آید و بگوید هر چه بر زبان آید، رند است وگر در عباست.
ای درونت برهنه از تقوی
کز برون جامهٔ ریا داری
پردهٔ هفت رنگ در مگذار
تو که در خانه بوریا داری
◆

A padshah was casting a glanced of contempt upon a company of dervishes and one of them, understanding by his sagacity the meaning of it, said: ‘O king, in this world we are inferior to thee in dignity but more happy in life. In death we are equal and in the resurrection superior to thee.’

Though the master of a country may have enjoyment And the dervish may be in need of bread In that hour when both of them will die They will take from the world not more than a shroud. When thou takest thy departure from the realm It will be better to be a mendicant than a padshah.

Externally the dervish shows a patched robe and a shaved head but in reality his heart is living and his lust dead.

He does not sit at the door of pretence away from people To fight against them if they oppose him Because when a millstone rolls from a mountain He is not an A’rif who gets out of the way of the stone.

The way of dervishes is praying, gratitude, service, obedience, almsgiving, contentment, professing the unity of God, trust, submission and patience. Whoever possesses these qualities is really a dervish, although he may wear an elegant robe, whereas a prattler who neglects his orisons, is luxurious, sensual, turns day into night in the bondage of lust, and night into day in the sleep of carelessness, eats whatever he gets, and speaks whatever comes upon his tongue, is a profligate, although he may wear the habit of a dervish.

O thou whose interior is denuded of piety But wearest outwardly the garb of hypocrisy Do not display a curtain of seven colours. Thou hast reed mats inside thy house.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آورده‌اند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جایِ زنان رسیده، و با وجود جِهاز و نعمت کسی در مُناکِحت او رغبت نمی‌نمود.

زشت باشد دَبِیقی و دیبا

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 45

اگلی نظم

دیدم گلِ تازه چند دسته

بر گنبدی از گیاه رُسته

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 47

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00