صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هفتم در تأثیر تربیت
  4. »حکایت شمارهٔ 11

حکایت شمارهٔ 11

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
صداکاران: حمیدرضا محمدی، ابوالفضل حسن زاده
طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ. گفت در مسطور آمده است که سه نشان دارد: یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیم بر آمدن موی پیش.
اما در حقیقت یک نشان دارد و بس، آن که در بند رضای حق جلّ و علا بیش از آن باشی که در بند حظّ نفس خویش و هر آن که در او این صفت موجود نیست به نزد محققان بالغ نشمارندش.
به صورت آدمی شد قطرهٔ آب
که چل روزش قرار اندر رحم ماند
و گر چل ساله را عقل و ادب نیست
به تحقیقش نشاید آدمی خواند
جوانمردی و لطف است آدمیت
همین نقش هیولانی مپندار
هنر باید که صورت می توان کرد
به ایوان‌ها در از شنگرف و زنگار
چو انسان را نباشد فضل و احسان
چه فرق از آدمی تا نقش دیوار
به دست آوردن دنیا هنر نیست
یکی را گر توانی دل به دست آر
◆

When I was a child I asked an illustrious man about puberty. He replied: ‘It is recorded in books that it has three signs. First, the age of fifteen years; secondly nocturnal pollutions; and thirdly, sprouting of hair on the pudenda; but in reality there is only one sign which is sufficient that thou shouldst seek the approbation of the most high and glorious rather than to be in the bondage of sensual pleasures; and whoever does not entertain this disposition is by erudite men considered not to have attained puberty.’

The form of man was attained by a drop of water Which remained forty days in the womb. If in forty years it has not attained sense and propriety It can in reality not be called a man. Virility consists in liberality and amiableness. Think not that it is only in the material figure. Virtue is necessary because the form may be painted In halls with vermilion or verdigris. If a man possesses not excellence and goodness What is the difference between him and a picture on the wall? It is no virtue to gain the whole world. Gain the heart of one person if thou canst.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فقیره درویشی حامله بود، مدّت حمل بسر آورده و مر این درویش را همه عمر فرزند نیامده بود.

گفت: اگر خدای عز ّو جل مرا پسری دهد، جز این خرقه که پوشیده دارم هر چه در ملک من است ایثار درویشان کنم.

سعدی»گلستان»باب هفتم در تأثیر تربیت»حکایت شمارهٔ 10

اگلی نظم

سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده. انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم.

کجاوه‌نشینی را شنیدم که با عدیل خود می‌گفت: یاللعجب! پیادهٔ عاج چو عرصه شطرنج به سر می‌برد فرزین می‌شود، یعنی به از آن می‌گردد که بود و پیادگان حاج بادیه به سر بردند و بتر شدند.

سعدی»گلستان»باب هفتم در تأثیر تربیت»حکایت شمارهٔ 12

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00