سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130غزل شمارهٔ 130شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابداشتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشتابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشت22نقل کریںدر تفکر عقل مسکین پایمال عشق شدبا پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت33نقل کریںکوس غارت زد فراقت گِرد شهرستان دلشحنهٔ عشقت سرای عقل در طبطاب داشت44نقل کریںنقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجودتا سحر تسبیحگویان، روی در محراب داشت55نقل کریںدیدهام میجست و گفتندم نبینی روی دوستخود درفشان بود چشمم کاندر او سیماب داشت66نقل کریںز آسمان آغاز کارم سخت شیرین مینمودکی گمان بردم که شهدآلوده زهر ناب داشت؟77نقل کریںسعدی این ره مشکل افتادست در دریای عشقاول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخسرو آنست که در صحبت او شیرینیستدر بهشت است که همخوابه حورالعینیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129اگلی نظمدوشم آن سنگ دل پریشان داشتیار دل برده دست بر جان داشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 131◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیکیوان عاروانمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخسرو آنست که در صحبت او شیرینیستدر بهشت است که همخوابه حورالعینیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129