سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129غزل شمارهٔ 129شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ینیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخسرو آنست که در صحبت او شیرینیستدر بهشت است که همخوابه حورالعینیست2نقل کریںدولت آنست که امکان فراغت باشدتکیه بر بالش بیدوست نه بس تمکینیست3نقل کریںهمه عالم صنم چین به حکایت گویندصنم ماست که در هر خم زلفش چینیست4نقل کریںروی اگر باز کند حلقه سیمین در گوشهمه گویند که این ماهی و آن پروینیست5نقل کریںگر منش دوست ندارم همه کس دارد دوستتا چه ویسیست که در هر طرفش رامینیست6نقل کریںسر مویی نظر آخر به کرم با ما کنای که در هر بن موییت دل مسکینیست7نقل کریںجز به دیدار توام دیده نمیباشد بازگویی از مهر تو با هرکه جهانم کینیست8نقل کریںهر که ماه ختن و سرو روانت گویداو هنوز از قد و بالای تو صورتبینیست9نقل کریںبنده خویشتنم خوان که به شاهی برسممگسی را که تو پرواز دهی شاهینیست10نقل کریںنام سعدی همه جا رفت به شاهدبازیوین نه عیب است که در ملت ما تحسینیست11نقل کریںکافر و کفر و مسلمان و نماز و من و عشقهر کسی را که تو بینی بهسر خود دینیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128اگلی نظمدوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشتابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبالیزا زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128
اگلی نظمدوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشتابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130