سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191غزل شمارهٔ 191شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شد22نقل کریںدیگر این مرغ کی از بیضه برآمد که چنینبلبل خوشسخن و طوطی شکرخا شد33نقل کریںکه درآموختش این لطف و بلاغت کان روزمردم از عقل به دربرد که او دانا شد44نقل کریںشاخکی تازه برآورد صبا بر لب جویچشم بر هم نزدی سرو سهیبالا شد55نقل کریںعالم طفلی و جهل حیوانی بگذاشتآدمیطبع و ملکخوی و پریسیما شد66نقل کریںعقل را گفتم از این پس به سلامت بنشینگفت خاموش که این فتنه دگر پیدا شد77نقل کریںپر نشد چون صدف از لؤلؤ لالا دهنیکه نه از حسرت او دیده ما دریا شد88نقل کریںسعدیا غنچه سیراب نگنجد در پوستوقت خوش دید و بخندید و گلی رعنا شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز این تعلق بیهوده تا به من چه رسدوز آن که خون دلم ریخت تا به تن چه رسدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 190اگلی نظمگر آن مراد شبی در کنار ما باشدزهی سعادت و دولت که یار ما باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 192◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر کرا داعیه درد طلب پیدا شدعاقلان جمله بر آنند که او شیدا شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747شکن زلف چو زنار بتم پیدا شدپیر ما خرقهٔ خود چاک زد و ترسا شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز این تعلق بیهوده تا به من چه رسدوز آن که خون دلم ریخت تا به تن چه رسدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 190
اگلی نظمگر آن مراد شبی در کنار ما باشدزهی سعادت و دولت که یار ما باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 192
هر کرا داعیه درد طلب پیدا شدعاقلان جمله بر آنند که او شیدا شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747