عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244غزل شمارهٔ 244شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشکن زلف چو زنار بتم پیدا شدپیر ما خرقهٔ خود چاک زد و ترسا شد2نقل کریںعقل از طرهٔ او نعرهزنان مجنون گشتروح از حلقهٔ او رقصکنان رسوا شد3نقل کریںتا که آن شمع جهان پرده برافکند از رویبس دل و جان که چو پروانهٔ نا پروا شد4نقل کریںهر که امروز معایینه رخ یار ندیدطفل راه است اگر منتظر فردا شد5نقل کریںهمه سرسبزی سودای رخش میخواهمکه همه عمر من اندر سر این سودا شد6نقل کریںساقیا جام می عشق پیاپی دردهکه دلم از می عشق تو سر غوغا شد7نقل کریںنه چه حاجت به شراب تو که خود جان ز الستمست آمد به وجود از عدم و شیدا شد8نقل کریںعاشقا هستی خود در ره معشوق بباززانکه با هستی خود مینتوان آنجا شد9نقل کریںروی صحرا چو همه پرتو خورشید گرفتکی تواند نفسی سایه بدان صحرا شد10نقل کریںقطرهای بیش نهای چند ز خویش اندیشیقطرهای چبود اگر گم شد و گر پیدا شد11نقل کریںبود و نابود تو یک قطرهٔ آب است همیکه ز دریا به کنار آمد و با دریا شد12نقل کریںهرچه غیر است ز توحید به کل میل کشمزانکه چشم و دل عطار به کل بینا شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمذوق وصلت به هیچ جان نرسدشرح رویت به هر زبان نرسدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243اگلی نظمای به خود زنده مرده باید شدچون بزرگان به خرده باید شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 245زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر کرا داعیه درد طلب پیدا شدعاقلان جمله بر آنند که او شیدا شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747کی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
هر کرا داعیه درد طلب پیدا شدعاقلان جمله بر آنند که او شیدا شدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 747
کی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191