سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 192غزل شمارهٔ 192شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارماباشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر آن مراد شبی در کنار ما باشدزهی سعادت و دولت که یار ما باشد2نقل کریںاگر هزار غم است از جهانیان بر دلهمین بس است که او غمگسار ما باشد3نقل کریںبه کنج غاری عزلت گزینم از همه خلقگر آن لطیف جهان یار غار ما باشد4نقل کریںاز آن طرف نپذیرد کمال او نقصانوزین جهت شرف روزگار ما باشد5نقل کریںجفای پرده درانم تفاوتی نکنداگر عنایت او پرده دار ما باشد6نقل کریںمراد خاطر ما مشکل است و مشکل نیستاگر مراد خداوندگار ما باشد7نقل کریںبه اختیار قضای زمان بباید ساختکه دایم آن نبود کاختیار ما باشد8نقل کریںوگر به دست نگارین دوست کشته شویممیان عالمیان افتخار ما باشد9نقل کریںبه هیچ کار نیایم گرم تو نپسندیوگر قبول کنی کار کار ما باشد10نقل کریںنگارخانه چینی که وصف میگویندنه ممکن است که مثل نگار ما باشد11نقل کریںچنین غزال که وصفش همیرود سعدیگمان مبر که به تنها شکار ما باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191اگلی نظمشورش بلبلان سحر باشدخفته از صبح بیخبر باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 193آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکی برست این گل خندان و چنین زیبا شدآخر این غوره نوخاسته چون حلوا شدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191