سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 600غزل شمارهٔ 600شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: امیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصاحب نظر نباشد در بند نیکنامیخاصان خبر ندارند از گفت و گوی عامی22نقل کریںای نقطهٔ سیاهی بالای خط سبزشخوش دانهای ولیکن بس بر کنار دامی33نقل کریںحور از بهشت بیرون، ناید، تو از کجایی؟مه بر زمین نباشد، تو ماه رخ کدامی؟44نقل کریںدیگر کسش نبیند در بوستان خرامانگر سرو بوستانت بیند که میخرامی55نقل کریںبدر تمام روزی، در آفتاب رویتگر بنگرد بیآرد، اقرار ناتمامی66نقل کریںطوطی شکر شکستن دیگر روا نداردگر پستهات ببیند وقتی که در کلامی77نقل کریںدر حسن، بینظیری در لطف، بینهایتدر مهر بیثباتی، در عهد بیدوامی88نقل کریںلایقتر از امیری در خدمتت اسیریخوشتر ز پادشاهی در حضرتت غلامی99نقل کریںترک عمل بگفتم ایمن شدم ز عزلتبیچیز را نباشد اندیشه از حرامی1010نقل کریںفردا به داغ دوزخ ناپختهای بسوزدکامروز آتش عشق از وی نبرد خامی1111نقل کریںهر لحظه سر به جایی بر میکُند خیالمتا خود چه بر من آید زین منقطع لگامی1212نقل کریںسعدی چو ترک هستی گفتی ز خلق رستیاز سنگ غم نباشد بعد از شکستهجامی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون تنگ نباشد دل مسکین حمامیکهش یار هم آواز بگیرند به دامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 599اگلی نظمای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمیسرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 601◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل را تمام برکن ای جان ز نیک نامیتا یک به یک بدانی اسرار را تمامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2956درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامیبد نام عشق جان شو، اینست نیکنامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3195◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون تنگ نباشد دل مسکین حمامیکهش یار هم آواز بگیرند به دامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 599
اگلی نظمای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمیسرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 601
دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامیتا یک به یک بدانی اسرار را تمامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2956
درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامیبد نام عشق جان شو، اینست نیکنامیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3195