سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 601غزل شمارهٔ 601شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابتدیدمیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمیسرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمی2نقل کریںروز روشن دست دادی در شب تاریک هجرگر سحرگه روی همچون آفتابت دیدمی3نقل کریںگر مرا عشقت به سختی کشت سهل است این قدرکاش کاندک مایه نرمی در خطابت دیدمی4نقل کریںدر چکانیدی قلم بر نامه دلسوز منگر امید صلح باری در جوابت دیدمی5نقل کریںراستی خواهی سر از من تافتن بودی صوابگر چو کژبینان به چشم ناصوابت دیدمی6نقل کریںآه اگر وقتی چو گل در بوستان یا چون سمندر گلستان یا چو نیلوفر در آبت دیدمی7نقل کریںور چو خورشیدت نبینم کاشکی همچون هلالاندکی پیدا و دیگر در نقابت دیدمی8نقل کریںاز منت دانم حجابی نیست جز بیم رقیبکاش پنهان از رقیبان در حجابت دیدمی9نقل کریںسر نیارستی کشید از دست افغانم فلکگر به خدمت دست سعدی در رکابت دیدمی10نقل کریںاین تمنایم به بیداری میسر کی شودکاشکی خوابم گرفتی تا به خوابت دیدمی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصاحب نظر نباشد در بند نیکنامیخاصان خبر ندارند از گفت و گوی عامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 600اگلی نظمآسودهخاطرم که تو در خاطر منیگر تاج میفرستی و گر تیغ میزنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصاحب نظر نباشد در بند نیکنامیخاصان خبر ندارند از گفت و گوی عامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 600
اگلی نظمآسودهخاطرم که تو در خاطر منیگر تاج میفرستی و گر تیغ میزنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602