سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 462غزل شمارهٔ 462شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رسخنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطوطی نگوید از تو دلاویزتر سخنبا شهد میرود ز دهانت به در سخن2نقل کریںگر من نگویمت که تو شیرین عالمیتو خویشتن دلیل بیاری به هر سخن3نقل کریںواجب بود که بر سخنت آفرین کنندلیکن مجال گفت نباشد تو در سخن4نقل کریںدر هیچ بوستان چو تو سروی نیامدهستبادامچشم و پستهدهان و شکرسخن5نقل کریںهرگز شنیدهای ز بن سرو بوی مشک؟یا گوش کردهای ز دهان قمر سخن؟6نقل کریںانصاف نیست پیش تو گفتن حدیث خویشمن عهد میکنم که نگویم دگر سخن7نقل کریںچشمان دلبرت به نظر سحر میکنندمن خود چگونه گویمت اندر نظر سخن8نقل کریںای باد اگر مجال سخن گفتنت بوددر گوش آن ملول بگوی این قدر سخن9نقل کریںوصفی چنان که لایق حسنت نمیرودآشفتهحال را نبود معتبر سخن10نقل کریںدر میچکد ز منطق سعدی به جای شعرگر سیم داشتی بنوشتی به زر سخن11نقل کریںدانندش اهل فضل که مسکین غریق بودهر گه که در سفینه ببینند تر سخن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسهل باشد به ترک جان گفتنترک جانان نمیتوان گفتنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 461اگلی نظمچه خوش بود دو دلارام دست در گردنبه هم نشستن و حلوای آشتی خوردنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463زمینہم وزن و قافیہ نظمیںریزد شکر لبت به خط سبز در سخنطوطی که دیده است بدینسان شکر سخنجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 254امروز رخ نشسته به خون جگر سخناز صلب خامه آمده با چشم تر سخنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6366آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچه خوش بود دو دلارام دست در گردنبه هم نشستن و حلوای آشتی خوردنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463