سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86غزل شمارهٔ 86شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: یناستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین است2نقل کریںدیگر از آن جانبم نماز نباشدگر تو اشارت کنی که قبله چنین است3نقل کریںآینهای پیش آفتاب نهادستبر در آن خیمه یا شعاع جبین است4نقل کریںگر همه عالم ز لوح فکر بشویندعشق نخواهد شدن که نقش نگین است5نقل کریںگوشه گرفتم ز خلق و فایدهای نیستگوشه چشمت بلای گوشه نشین است6نقل کریںتا نه تصور کنی که بی تو صبوریمگر نفسی میزنیم بازپسین است7نقل کریںحسن تو هر جا که طبل عشق فروکوفتبانگ برآمد که غارت دل و دین است8نقل کریںسیم و زرم گو مباش و دنیی و اسبابروی تو بینم که ملک روی زمین است9نقل کریںعاشق صادق به زخم دوست نمیردزهر مذابم بده که ماء مَعین است10نقل کریںسعدی از این پس که راه پیش تو دانستگر ره دیگر رود ضلال مبین است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا همه مهر و با منش کینستچه کنم حظ بخت من اینستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85اگلی نظمگر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این استیا صنوبر که بناگوش و برش سیمین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 87زمینہم وزن و قافیہ نظمیںحلقه آه مرا سپهر نگین استگریه من روشناس روی زمین استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2255آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمگر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این استیا صنوبر که بناگوش و برش سیمین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 87