سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85غزل شمارهٔ 85شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ینستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا همه مهر و با منش کینستچه کنم حظ بخت من اینست2نقل کریںشاید ای نفس تا دگر نکنیپنجه با ساعدی که سیمینست3نقل کریںننهد پای تا نبیند جایهر که را چشم مصلحتبینست4نقل کریںمَثَل زیرکان و چنبر عشقطفل نادان و مار رنگینست5نقل کریںدردمند فراق سر ننهدمگر آن شب که گور بالینست6نقل کریںگریه گو بر هلاک من مکنیدکه نه این نوبت نخستینست7نقل کریںلازم است احتمال چندین جورکه محبت هزار چندینست8نقل کریںگر هزارم جواب تلخ دهیاعتقادِ من آن که شیرینست9نقل کریںمرد اگر شیر در کمند آردچون کمندش گرفت مسکینست10نقل کریںسعدیا تن به نیستی در دِهچاره با سخت بازوان اینست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز من مپرس که در دست او دلت چون استازو بپرس که انگشتهاش در خون استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84اگلی نظمبخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز من مپرس که در دست او دلت چون استازو بپرس که انگشتهاش در خون استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84
اگلی نظمبخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86