سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 87غزل شمارهٔ 87شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یناستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این استیا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است2نقل کریںنه بلندیست به صورت که تو معلوم کنیکه بلند از نظر مردم کوتهبین است3نقل کریںخواب در عهد تو در چشم من آید هیهاتعاشقی کار سری نیست که بر بالین است4نقل کریںهمه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشتوآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است5نقل کریںخود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر استمن از این بازنگردم که مرا این دین است6نقل کریںوقت آن است که مردم ره صحرا گیرندخاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است7نقل کریںچمن امروز بهشت است و تو در میباییتا خلایق همه گویند که حورالعین است8نقل کریںهر چه گفتیم در اوصاف کمالیّت اوهمچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است9نقل کریںآنچه سرپنجهٔ سیمین تو با سعدی کردبا کبوتر نکند پنجه که با شاهین است10نقل کریںمن دگر شعر نخواهم که نویسم که مگسزحمتم میدهد از بس که سخن شیرین است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86اگلی نظمبا خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوستصورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا جنون انجمن افروز دل خونین استدیده شیر مرا شمع سر بالین استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1508آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیمصطفی حسینی کوملهامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبخت جوان دارد آن که با تو قرین استپیر نگردد که در بهشت برین استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86
اگلی نظمبا خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوستصورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88