سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322غزل شمارهٔ 322شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ندشصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخجل است سرو بستان برِ قامت بلندشهمه صیدِ عقل گیرد، خَمِ زلف چون کمندش2نقل کریںچو درخت قامتش دید صبا؛ به هم برآمدز چمن نَرُست سروی که ز بیخ برنکندش3نقل کریںاگر آفتاب با او زند از گزاف، لافیمه نو چه زَهره دارد؟ که بُوَد سُم سمندش4نقل کریںنه چنان ز دست رفتهست وجود ناتوانمکه معالجت توان کرد به پند یا به بندش5نقل کریںگرم آن قرار بودی که ز دوست برکنم دلنشنیدمی ز دشمن، سخنان ناپسندش6نقل کریںتو که پادشاه حُسنی نظری به بندگان کنحذر از دعای درویش و کف نیازمندش7نقل کریںشکرین حدیث سعدی برِ او چه قدر دارد؟که چون او هزار طوطی مگس است پیش قندش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن که هلاک من همیخواهد و من سلامتشهر چه کند ز شاهدی، کس نکند ملامتشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 321اگلی نظمهر که نازک بود تن یارشگو دل نازنین نگه دارشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن که هلاک من همیخواهد و من سلامتشهر چه کند ز شاهدی، کس نکند ملامتشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 321