سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323غزل شمارهٔ 323شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ارشہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که نازک بود تن یارشگو دل نازنین نگه دارش22نقل کریںعاشق گل دروغ میگویدکه تحمل نمیکند خارش33نقل کریںنیکخواها در آتشم بگذاروین نصیحت مکن که بگذارش44نقل کریںکاش با دل هزار جان بودیتا فدا کردمی به دیدارش55نقل کریںعاشق صادق از ملامت دوستگر برنجد به دوست مشمارش66نقل کریںکس به آرام جان ما نرسدکه نه اول به جان رسد کارش77نقل کریںخانه یار سنگدل این استهر که سر میزند به دیوارش88نقل کریںخون ما خود محل آن داردکه بود پیش دوست مقدارش99نقل کریںسعدیا گر به جان خطاب کندترک جان گوی و دل به دست آرش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخجل است سرو بستان برِ قامت بلندشهمه صیدِ عقل گیرد، خَمِ زلف چون کمندشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322اگلی نظمهر که نامهربان بود یارشواجب است احتمال آزارشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 324◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهرکه بیند به چشم بیمارشمی شود درزمان پرستارشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5097هر که نامهربان بود یارشواجب است احتمال آزارشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 324◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخجل است سرو بستان برِ قامت بلندشهمه صیدِ عقل گیرد، خَمِ زلف چون کمندشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322