سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102غزل شمارهٔ 102شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اندوستہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوست2نقل کریںدانی حیات کشته شمشیر عشق چیستسیبی گزیدن از رخ چون بوستان دوست3نقل کریںبر ماجرای خسرو و شیرین قلم کشیدشوری که در میان من است و میان دوست4نقل کریںخصمی که تیر کافرش اندر غزا نکشتخونش بریخت ابروی همچون کمان دوست5نقل کریںدل رفت و دیده خون شد و جان ضعیف ماندوآن هم برای آن که کنم جان فشان دوست6نقل کریںروزی به پای مرکب تازی درافتمشگر کبر و ناز باز نپیچد عنان دوست7نقل کریںهیهات کام من که برآید در این طلباین بس که نام من برود بر زبان دوست8نقل کریںچون جان سپردنیست به هر صورتی که هستدر کوی عشق خوشتر و بر آستان دوست9نقل کریںبا خویشتن همیبرم این شوق تا به خاکوز خاک سر برآرم و پرسم نشان دوست10نقل کریںفریاد مردمان همه از دست دشمن استفریاد سعدی از دل نامهربان دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101اگلی نظمز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیا از زبان دوست شنو داستان دوستیا از زبان آن که شنید از زبان دوستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟می بایدم گذشت ز تنگ دهان دوستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2018ای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101
اگلی نظمز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103
یا از زبان دوست شنو داستان دوستیا از زبان آن که شنید از زبان دوستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120
ای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101