سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 101غزل شمارهٔ 101شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اندوستہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوست2نقل کریںحال از دهان دوست شنیدن چه خوش بُوَدیا از دهانِ آن که شنید از دهانِ دوست3نقل کریںای یارِ آشنا عَلَمِ کاروان کجاست؟تا سر نهیم بر قدمِ ساربانِ دوست4نقل کریںگر زر فدای دوست کنند اهلِ روزگارما سر فدای پای رسالترسانِ دوست5نقل کریںدردا و حسرتا که عنانم ز دست رفتدستم نمیرسد که بگیرم عنانِ دوست6نقل کریںرنجورِ عشقِ دوست چنانم که هر که دیدرحمت کند مگر دلِ نامهربانِ دوست7نقل کریںگر دوست بنده را بِکُشَد یا بپروردتسلیم از آنِ بنده و فرمان از آنِ دوست8نقل کریںگر آستینِ دوست بیفتد به دستِ منچندان که زندهام سرِ من و آستانِ دوست9نقل کریںبیحسرت از جهان نرود هیچکس به درالا شهیدِ عشق به تیر از کمانِ دوست10نقل کریںبعد از تو هیچ در دلِ سعدی گذر نکردوآن کیست در جهان که بگیرد مکانِ دوست؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100اگلی نظمتا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیا از زبان دوست شنو داستان دوستیا از زبان آن که شنید از زبان دوستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120باریکتر چرا نشوم از میان دوست؟می بایدم گذشت ز تنگ دهان دوستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2018تا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100
اگلی نظمتا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102
یا از زبان دوست شنو داستان دوستیا از زبان آن که شنید از زبان دوستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 120
تا دستها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102