سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132غزل شمارهٔ 132شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رمیگشتہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو ابر زلف تو پیرامن قمر میگشتز ابر دیده کنارم به اشک تر میگشت2نقل کریںز شور عشق تو در کام جان خسته منجواب تلخ تو شیرینتر از شکر میگشت3نقل کریںخوی عذار تو بر خاک تیره میافتادوجود مرده از آن آب جانور میگشت4نقل کریںاگر مرا به زر و سیم دسترس بودیز سیم سینه تو کار من چو زر میگشت5نقل کریںدل از دریچه فکرت به نفس ناطقه دادنشان حالت زارم که زارتر میگشت6نقل کریںز رشک قد تو اندر سر قلم سودافتاد و چون من سودازده به سر میگشت7نقل کریںبخاطرم غزلی سوزناک روی نمودکه در دماغ خیال من این قدر میگشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوشم آن سنگ دل پریشان داشتیار دل برده دست بر جان داشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 131اگلی نظمخیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133دلی که دید که پیرامن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133
خیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133
دلی که دید که پیرامن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134