سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134غزل شمارهٔ 134شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رمیگشتہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدلی که دید که پیرامن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشت2نقل کریںهزار گونه غم از چپ و راست دامنگیرهنوز در تک و پوی غمی دگر میگشت3نقل کریںسرش مدام ز شور شراب عشق خرابچو مست دایم از آن گرد شور و شر میگشت4نقل کریںچو بیدلان همه در کار عشق میآویختچو ابلهان همه از راه عقل برمیگشت5نقل کریںز بخت، بیره و آیین و پا و سر میزیستز عشق، بیدل و آرام و خواب و خور میگشت6نقل کریںهزار بارش از این پند بیشتر دادمکه گرد بیهده کم گرد و بیشتر میگشت7نقل کریںبه هر طریق که باشد نصیحتش مکنیدکه او به قول نصیحتکنان بتر میگشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133اگلی نظمآن را که میسر نشود صبر و قناعتباید که ببندد کمر خدمت و طاعتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچو ابر زلف تو پیرامن قمر میگشتز ابر دیده کنارم به اشک تر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132خیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133
اگلی نظمآن را که میسر نشود صبر و قناعتباید که ببندد کمر خدمت و طاعتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135
چو ابر زلف تو پیرامن قمر میگشتز ابر دیده کنارم به اشک تر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132
خیال روی توام، دوش در نظر میگشتوجود خستهام از عشق، بیخبر میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 133