سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525غزل شمارهٔ 525شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انستیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر مانند رخسارت گلی در بوستانستیزمین را از کمالیت شرف بر آسمانستی2نقل کریںچو سرو بوستانستی وجود مجلسآرایتاگر در بوستان سروی سخنگوی و روانستی3نقل کریںنگارینروی و شیرینخوی و عنبربوی و سیمینتنچه خوش بودی در آغوشم اگر یارای آنستی4نقل کریںتو گویی در همه عمرم میسر گردد این دولتکه کام از عمر برگیرم و گر خود یک زمانستی5نقل کریںجز این عیبت نمیدانم که بدعهدی و سنگیندلدلارامی بدین خوبی دریغ ار مهربانستی6نقل کریںشکر در کام من تلخ است بیدیدار شیرینشو گر حلوا بدان ماند که زهرش در میانستی7نقل کریںدمی در صحبت یاری ملکخوی پریپیکرگر امید بقا باشد بهشت جاودانستی8نقل کریںنه تا جان در جسد باشد وفاداری کنم با اوکه تا تن در لحد باشد و گر خود استخوانستی9نقل کریںچنین گویند سعدی را که دردی هست پنهانیخبر در مغرب و مشرق نبودی گر نهانستی10نقل کریںهر آن دل را که پنهانی قرینی هست روحانیبه خلوتخانهای ماند که در در بوستانستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیارا قدحی پر کن از آن داروی مستیتا از سر صوفی برود علت هستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524اگلی نظمتعالی الله چه روی است آن که گویی آفتابستیو گر مه را حیا بودی ز شرمش در نقابستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 526زمینہم وزن و قافیہ نظمیںغلام پاسبانانم که یارم پاسبانستیبه چستی و به شبخیزی چو ماه و اخترانستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2519آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیارا قدحی پر کن از آن داروی مستیتا از سر صوفی برود علت هستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524
اگلی نظمتعالی الله چه روی است آن که گویی آفتابستیو گر مه را حیا بودی ز شرمش در نقابستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 526
غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستیبه چستی و به شبخیزی چو ماه و اخترانستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2519