سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 524غزل شمارهٔ 524شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ستیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیارا قدحی پر کن از آن داروی مستیتا از سر صوفی برود علت هستی2نقل کریںعاقل متفکر بود و مصلحت اندیشدر مذهب عشق آی و از این جمله برستی3نقل کریںای فتنه نوخاسته از عالم قدرتغایب مشو از دیده که در دل بنشستی4نقل کریںآرام دلم بستدی و دست شکیبمبرتافتی و پنجه صبرم بشکستی5نقل کریںاحوال دو چشم من بر هم ننهادهبا تو نتوان گفت به خواب شب مستی6نقل کریںسودازدهای کز همه عالم به تو پیوستدل نیک بدادت که دل از وی بگسستی7نقل کریںدر روی تو گفتم سخنی چند بگویمرو باز گشادی و در نطق ببستی8نقل کریںگر باده از این خم بود و مطرب از این کویما توبه بخواهیم شکستن به درستی9نقل کریںسعدی غرض از حقه تن آیت حق استصد تعبیه در توست و یکی باز نجستی10نقل کریںنقاش وجود این همه صورت که بپرداختتا نقش ببینی و مصور بپرستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523اگلی نظماگر مانند رخسارت گلی در بوستانستیزمین را از کمالیت شرف بر آسمانستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر پردهٔ هر رنگ کمین کرده شکستیداده است قضا کارگه شیشه به مستیبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2657آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهمه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523
اگلی نظماگر مانند رخسارت گلی در بوستانستیزمین را از کمالیت شرف بر آسمانستیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525