شاعر: سعدی
زمین
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 135
عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام است
این مستی آسوده ندانم ز چه جام است
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 527
چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
هر لب که سخنسنج نباشد لب بام است
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 529
گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 46
شیرازه جمعیت مستان خط جام است
آزاد بود هر که درین حلقه دام است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2134