سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 459غزل شمارهٔ 459شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ستنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنبایستی هم اول مهر بستنچو در دل داشتی پیمان شکستن22نقل کریںبه ناز وصل پروردن یکی راخطا کردی به تیغ هجر خستن33نقل کریںدگربار از پری رویان جماشنمیباید وفای عهد جستن44نقل کریںاگر کنجی به دست آرم دگر بارمنم زین نوبت و تنها نشستن55نقل کریںولیکن صبر تنهایی محال استکه نتوان در به روی دوست بستن66نقل کریںهمیگویم بگریم در غمت زاردگر گویم بخندی بر گرستن77نقل کریںگر آزادم کنی ور بنده خوانیمرا زین قید ممکن نیست جستن88نقل کریںگرم دشمن شوی ور دوست گیرینخواهم دستت از دامن گسستن99نقل کریںقیاس آن است سعدی کز کمندشبه جان دادن توانی باز رستن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر متصور شدی، با تو در آمیختنحیف نبودی وجود، در قدمت ریختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 458اگلی نظمخلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتننبایستی نمود این روی و دیگر باز بنهفتنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 460◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکمال زندگی خواهی بیاموزگشادن چشم و جز بر خود نبستنعلامہ اقبال»پیام مشرق»لالهٔ طور»رباعی شمارهٔ 94چو میدانستی افتادن به ناچارنبایستی چنین بالا نشستنسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 182◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر متصور شدی، با تو در آمیختنحیف نبودی وجود، در قدمت ریختنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 458
اگلی نظمخلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتننبایستی نمود این روی و دیگر باز بنهفتنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 460