سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 460غزل شمارهٔ 460شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: فتنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتننبایستی نمود این روی و دیگر باز بنهفتن22نقل کریںگدایی پادشاهی را به شوخی دوست میداردنه بی او میتوان بودن نه با او میتوان گفتن33نقل کریںهزارم درد میباشد که میگویم نهان دارملبم با هم نمیآید چو غنچه روز بشکفتن44نقل کریںز دستم بر نمیخیزد که انصاف از تو بستانمروا داری گناه خویش و آنگه بر من آشفتن55نقل کریںکه میگوید به بالای تو ماند سرو بستانیبیاور در چمن سروی که بتواند چنین رفتن66نقل کریںچنانت دوست میدارم که وصلم دل نمیخواهدکمال دوستی باشد مراد از دوست نگرفتن77نقل کریںمراد خسرو از شیرین کناری بود و آغوشیمحبت کار فرهاد است و کوه بیستون سفتن88نقل کریںنصیحت گفتن آسان است سرگردان عاشق راولیکن با که میگویی که نتواند پذیرفتن99نقل کریںشکایت پیش از این حالت به نزدیکان و غمخوارانز دست خواب میکردم کنون از دست ناخفتن1010نقل کریںگر از شمشیر برگردی نه عالی همتی سعدیتو کز نیشی بیازردی نخواهی انگبین رفتن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنبایستی هم اول مهر بستنچو در دل داشتی پیمان شکستنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 459اگلی نظمسهل باشد به ترک جان گفتنترک جانان نمیتوان گفتنسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 461◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور