سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472غزل شمارهٔ 472شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ینمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای به دیدار تو روشن چشم عالمبین منآخرَت رحمی نیاید بر دل مسکین من؟22نقل کریںسوزناک افتاده چون پروانهام در پای توخود نمیسوزد دلت، چون شمع بر بالین من33نقل کریںتا تو را دیدم که داری سنبله بر آفتابآسمان حیران بماند از اشک چون پروین من44نقل کریںگر بهار و لاله و نسرین نروید گو «مروی»پرده بردار ای بهار و لاله و نسرین من55نقل کریںگر به رعنایی برون آیی دریغا صبر و هوشور به شوخی در خرامی، وای عقل و دین من66نقل کریںخار تا کی؟ لالهای در باغ امیدم نشانزخم تا کی؟ مرهمی بر جان دردآگین من77نقل کریںنه امید از دوستان دارم نه بیم از دشمنانتا قلندروار شد در کوی عشق آیین من88نقل کریںاز ترشرویی دشمن وز جواب تلخ دوستکم نگردد شورش طبع سخنشیرین من99نقل کریںخلق را بر نالهٔ من رحمت آمد چند بارخود نگویی چند نالد سعدی مسکین من؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموه که جدا نمیشود نقش تو از خیال منتا چه شود به عاقبت در طلب تو حال منسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 471اگلی نظمدی به چمن برگذشت سرو سخنگوی منتا نکند گل غرور رنگ من و بوی منسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین منهمچو اخگر پنبه بیرون ریخت از بالین منبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2539اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین منغوطه در خون می زنند از معنی رنگین منصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6120◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبحمید توانگرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموه که جدا نمیشود نقش تو از خیال منتا چه شود به عاقبت در طلب تو حال منسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 471
اگلی نظمدی به چمن برگذشت سرو سخنگوی منتا نکند گل غرور رنگ من و بوی منسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473
تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین منهمچو اخگر پنبه بیرون ریخت از بالین منبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2539
اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین منغوطه در خون می زنند از معنی رنگین منصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6120