سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 473غزل شمارهٔ 473شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: ویمنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدی به چمن برگذشت سرو سخنگوی منتا نکند گل غرور رنگ من و بوی من2نقل کریںبرگ گل لعل بود شاهد بزم بهارآب گلستان ببرد شاهد گلروی من3نقل کریںشد سپر از دست عقل تا ز کمین عتابتیغ جفا برکشید ترک زره موی من4نقل کریںساعد دل چون نداشت قوت بازوی صبردست غمش درشکست پنجه نیروی من5نقل کریںعشق به تاراج داد رخت صبوری دلمینکَند بخت شور خیمه ز پهلوی من6نقل کریںکردهام از راه عشق چند گذر سوی اواو به تفضل نکرد هیچ نگه سوی من7نقل کریںجور کشم بنده وار ور کشدم حاکم استخیره کشی کار اوست بارکشی خوی من8نقل کریںای گل خوش بوی من یاد کنی بعد از اینسعدی بیچاره بود بلبل خوشگوی من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای به دیدار تو روشن چشم عالمبین منآخرَت رحمی نیاید بر دل مسکین من؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472اگلی نظمنشان بخت بلند است و طالع میمونعلی الصباح نظر بر جمال روزافزونسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای به دیدار تو روشن چشم عالمبین منآخرَت رحمی نیاید بر دل مسکین من؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 472
اگلی نظمنشان بخت بلند است و طالع میمونعلی الصباح نظر بر جمال روزافزونسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474