سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568غزل شمارهٔ 568شاعر: سعدیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: امداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام داری22نقل کریںنه من اوفتاده تنها، به کمند آرزویتهمه کس سر تو دارد، تو سر کدام داری؟33نقل کریںملکا! مها! نگارا! صنما! بتا! بهارا!متحیرم، ندانم، که تو خود چه نام داری؟44نقل کریںنظری به لشکری کن، که هزار خون بریزیبه خلاف تیغ هندی، که تو در نیام داری55نقل کریںصفت رخام دارد، تن نرم نازنینتدلِ سخت نیز با او، نه کم از رخام داری66نقل کریںهمه دیدهها به سویت، نگران حُسنِ رویتمَنَت آن کمینه مرغم، که اسیر دام داری77نقل کریںچه مخالفت بدیدی، که مخالطت بریدی؟مگر آن که ما گداییم و تو احتشام داری88نقل کریںبه جز این گنه ندانم، که محب و مهربانمبه چه جرم دیگر از من سر انتقام داری؟99نقل کریںگِله از تو حاش لله، نکنند و خود نباشدمگر از وفای عهدی، که نه بر دوام داری1010نقل کریںنظر از تو برنگیرم، همه عمر تا بمیرمکه تو در دلم نشستی و سر مقام داری1111نقل کریںسخن لطیف سعدی، نه سخن که قند مصریخجل است از این حلاوت، که تو در کلام داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر به تحفه جانان هزار جان آریمحقر است نشاید که بر زبان آریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 567اگلی نظمحدیث یا شکر است آن که در دهان داریدوم به لطف نگویم که در جهان داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصنما تو همچو آتش قدح مدام داریبه جواب هر سلامی که کنند جام داریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2858◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر به تحفه جانان هزار جان آریمحقر است نشاید که بر زبان آریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 567
اگلی نظمحدیث یا شکر است آن که در دهان داریدوم به لطف نگویم که در جهان داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 569