رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2858غزل شمارهٔ 2858شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: امداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصنما تو همچو آتش قدح مدام داریبه جواب هر سلامی که کنند جام داری22نقل کریںز برای تو اگر تن دو هزار جان سپاردز خداش وحی آید که هنوز وام داری33نقل کریںچو حقت ز غیرت خود ز تو نیز کرد پنهانبه درون جان چاکر چه پدید نام داری44نقل کریںچو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدمصنما هزار آتش تو در آن سلام داری55نقل کریںز پی غلامی تو چو بسوخت جان شاهانبه کدام روی گویم که چو من غلام داری66نقل کریںتو هنوز روح بودی که تمام شد مرادتبجز از برای فتنه به جهان چه کام داری77نقل کریںتوریز بخت یارت به خدا که راست گوییکه میان شیرمردان چو ویی کدام داری88نقل کریںتبریز شاد بادا که ز نور و فر آن شهدو هزار بیش چاکر چو یمن چو شام داری99نقل کریںنظر خدای خواهم که تو را به من رساندبه دعا چه خواهمت من که همه تو رام داری1010نقل کریںنظر حسود مسکین طرقید از تفکرنرسید در تو هر چند که تو لطف عام داری1111نقل کریںچه حسود بلک عاشق دو هزار هر نواحینه خیالشان نمایی نه به کس پیام داری1212نقل کریںتو خدای شمس دین را به من غلام بخشیچو غلامیی ورا تو به شهان حرام داری1313نقل کریںلقبت چو میبگویم دل من همیبلرزدتو دلا مترس زیرا که شه کرام داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه جمال جان فزایی که میان جان ماییتو به جان چه مینمایی تو چنین شکر چراییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2857اگلی نظمبرو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهایتوبه و توبه کنان را همه گردن زدهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2859◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه جمال جان فزایی که میان جان ماییتو به جان چه مینمایی تو چنین شکر چراییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2857
اگلی نظمبرو ای عشق که تا شحنه خوبان شدهایتوبه و توبه کنان را همه گردن زدهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2859
کس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568