صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 352

غزل شمارهٔ 352

شاعر: سعدی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
22
خورشید بر سرو روان دیگر ندیدم در جهان
وصفت نگنجد در بیان نامت نیاید در قلم
33
گفتم چو طاووسی مگر عضوی ز عضوی خوب‌تر
می‌بینمت چون نیشکر شیرینی از سر تا قدم
44
چندان که می‌بینم جفا امّید می‌دارم وفا
چشمانت می‌گویند «لا» ابروت می‌گوید «نعم»
55
آخر نگاهی بازکن وآن گه عتاب آغاز کن
چندان که خواهی ناز کن چون پادشاهان بر خدم
66
چون دل ببردی دین مبر هوش از من مسکین مبر
با مهربانان کین مبر لاتقتلوا صید الحرم
77
خار است و گل در بوستان هرچ او کند نیکوست آن
سهل است پیش دوستان از دوستان بردن ستم
88
او رفت و جان می‌پرورد این جامه بر خود می‌درد
سلطان که خوابش می‌برد از پاسبانانش چه غم
99
می‌زد به شمشیر جفا می‌رفت و می‌گفت از قفا
سعدی بنالیدی ز ما مردان ننالند از الم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول

در سرای به هم‌کرده از خُروج و دُخول

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 351

اگلی نظم

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می‌دارند و من هم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 353

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم

کز بهر این آورده‌ای ما را ز صحرای عدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1382

عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم

از من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1384

ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم

ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1388

ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم

این مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم خور تو غم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1389

در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم

کاندر طریق عاشقی یک رنگ بینی بیش و کم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 253

روحی فداک ای محتشم لبیک لبیک ای صنم

ای رای تو شمس‌الضحی وی روی تو بدرالظلم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 108

الحمدلله الذی خلق الوجود من العدم

فبدت علی صفحاته انوارُ اسرار القدم

سعدی»مجالس پنجگانه»شمارهٔ 1 - مجلس اول

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00