سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157غزل شمارهٔ 157شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: رنمیتابدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیش رویت قمر نمیتابدخور ز حکم تو سر نمیتابد2نقل کریںنیکویی خوی کن که نرگس مستبر تو با کین و شر نمی تابد3نقل کریںدم غنیمت بدان، زمان بشناسزهره وقت سحر نمیتابد4نقل کریںآتش اندر درون شب بنشستکه تنورم مگر نمیتابد5نقل کریںبار عشقت کجا کشد دل منکه قضا و قدر نمیتابد6نقل کریںناوک غمزه بر دل سعدیمزن ای جان چو بر نمیتابد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاددودش به سر درآمد و از پای درفتادسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156اگلی نظممویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکآشوب حسن روی تو در عالم اوفتدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاددودش به سر درآمد و از پای درفتادسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156
اگلی نظممویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکآشوب حسن روی تو در عالم اوفتدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158