سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158غزل شمارهٔ 158شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ماوفتدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمویت رها مکن که چنین بر هم اوفتدکآشوب حسن روی تو در عالم اوفتد2نقل کریںگر در خیال خلق، پریوار بگذریفریاد در نهاد بنیآدم اوفتد3نقل کریںافتاده تو شد دلم ای دوست دستْ گیردر پای مفکنش که چنین دل کم اوفتد4نقل کریںدر رویت آن که تیغ نظر میکشد به جهلمانند من به تیر بلا محکم اوفتد5نقل کریںمَشکن دلم که حقهٔ راز نهان توستترسم که راز در کف نامحرم اوفتد6نقل کریںوقتست اگر بیایی و لب بر لبم نهیچندم به جست و جوی تو دم بر دم اوفتد7نقل کریںسعدی صبور باش بر این ریشِ دردناکباشد که اتفاق یکی مرهم اوفتد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیش رویت قمر نمیتابدخور ز حکم تو سر نمیتابدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157اگلی نظمنه آن شبست که کس در میان ما گنجدبه خاک پایت اگر ذره در هوا گنجدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمنه آن شبست که کس در میان ما گنجدبه خاک پایت اگر ذره در هوا گنجدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159