سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 156غزل شمارهٔ 156شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رفتادہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاددودش به سر درآمد و از پای درفتاد2نقل کریںمجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شدفارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد3نقل کریںرامین چو اختیار غم عشق ویس کردیکبارگی جدا ز کلاه و کمر فتاد4نقل کریںوامق چو کارش از غم عَـذرا به جان رسیدکارش مدام با غم و آه سحر فتاد5نقل کریںزین گونه صدهزار کس از پیر و از جوانمست از شراب عشق چو من، بیخبر فتاد6نقل کریںبسیار کس شدند اسیرِ کمندِ عشقتنها نه از برای من این شور و شر فتاد7نقل کریںروزی به دلبری نظری کرد چشم منزان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد8نقل کریںعشق آمد آن چنان به دلم در زد آتشیکز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد9نقل کریںبر من مگیر اگر شدم آشفتهدل ز عشقمانند این بسی ز قضا و قدر فتاد10نقل کریںسعدی ز خلق چند نهان راز دل کنیچون ماجرای عشق تو یکیک به در فتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاداز صورت بی طاقتیم پرده برافتادسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155اگلی نظمپیش رویت قمر نمیتابدخور ز حکم تو سر نمیتابدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخط را گذار برلب آن سیمبر فتادسرسبز طوطیی که به تنگ شکر فتادصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4039آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاداز صورت بی طاقتیم پرده برافتادسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155