سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 567غزل شمارهٔ 567شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اناریصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر به تحفه جانان هزار جان آریمحقر است نشاید که بر زبان آری22نقل کریںحدیث جان بر جانان همین مثل باشدکه زر به کان بری و گل به بوستان آری33نقل کریںهنوز در دلت ای آفتاب رخ نگذشتکه سایهای به سر یار مهربان آری44نقل کریںتو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خوابتو پادشاه کجا یاد پاسبان آری55نقل کریںز حسن روی تو بر دین خلق میترسمکه بدعتی که نبودهست در جهان آری66نقل کریںکس از کناری در روی تو نگه نکندکه عاقبت نه به شوخیش در میان آری77نقل کریںز چشم مست تو واجب کند که هشیارانحذر کنند ولی تاختن نهان آری88نقل کریںجواب تلخ چه داری بگوی و باک مدارکه شهد محض بود چون تو بر دهان آری99نقل کریںو گر به خنده درآیی چه جای مرهم ریشکه ممکن است که در جسم مرده جان آری1010نقل کریںیکی لطیفه ز من بشنو ای که در آفاقسفر کنی و لطایف ز بحر و کان آری1111نقل کریںگرت بدایع سعدی نباشد اندر باربه پیش اهل و قرابت چه ارمغان آری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه تو گفتی که «به جای آرم» و گفتم که «نیاری»عهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 566اگلی نظمکس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبشبنم مرزیجرانیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه تو گفتی که «به جای آرم» و گفتم که «نیاری»عهد و پیمان و وفاداری و دلبندی و یاریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 566
اگلی نظمکس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام داریسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 568