شاعر: سعدی
زمین
رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاری
چشم مست تو بدان نرگس رعنای خماری
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1833
خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
خنک آن دم که برآید ز خزان باد بهاری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2814
تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
تو یکی شهر بزرگی نه یکی بلکه هزاری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2821