صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 112

غزل شمارهٔ 112

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
زهی رفیق که با چون تو سروبالایی است
که از خدای بر او نعمتی و آلایی است
22
هر آن که با تو دمی یافته است در همه عمر
نیافته است اگرش بعد از آن تمنایی است
33
هر آن که رای تو معلوم کرد و دیگر بار
برای خود نفسی می‌زند نه بس‌رایی است
44
نه عاشق است که هر ساعتش نظر به کسی
نه عارف است که هر روز خاطرش جایی است
55
مرا و یاد تو بگذار و کنج تنهایی
که هر که با تو به خلوت بود نه تنهایی است
66
به اختیار شکیبایی از تو نتوان بود
به اضطرار توان بود اگر شکیبایی است
77
نظر به روی تو هر بامداد نوروزی است
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی است
88
خلاص بخش خدایا همه اسیران را
مگر کسی که اسیر کمند زیبایی است
99
حکیم بین که برآورد سر به شیدایی
حکیم را که دل از دست رفت شیدایی است
1010
ولیک عذر توان گفت پای سعدی را
در این لَجَم چو فرو شد نه اولین پایی است
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

اگلی نظم

مرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحرایی‌ست؟

قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جایی‌ست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 113

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است

بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1776

بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است

اگر به سرو شکستی رسد ز رعنایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1777

در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است

نفس شمرده زدن نیز بادپیمایی است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1778

مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است

برهنگی مطلب که آن لباس رعنایی است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 110

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00