سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 96غزل شمارهٔ 96شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یرازدوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوستبه قول هر که جهان مهر برمگیر از دوست2نقل کریںبه بندگی و صغیری گرت قبول کندسپاس دار که فضلی بود کبیر از دوست3نقل کریںبه جای دوست گرت هر چه در جهان بخشندرضا مده که متاعی بود حقیر از دوست4نقل کریںجهان و هر چه در او هست با نعیم بهشتنه نعمتیست که بازآورد فقیر از دوست5نقل کریںنه گر قبول کنندت سپاس داری و بسکه گر هلاک شوی منتی پذیر از دوست6نقل کریںمرا که دیده به دیدار دوست برکردمحلال نیست که بر هم نهم به تیر از دوست7نقل کریںو گر چنان که مصور شود گزیر از عشقکجا روم که نمیباشدم گزیر از دوست8نقل کریںبه هر طریق که باشد اسیر دشمن راتوان خرید و نشاید خرید اسیر از دوست9نقل کریںکه در ضمیر من آید ز هر که در عالمکه من هنوز نپرداختم ضمیر از دوست10نقل کریںتو خود نظیر نداری و گر بود به مثلمن آن نیم که بدل گیرم و نظیر از دوست11نقل کریںرضای دوست نگه دار و صبر کن سعدیکه دوستی نبود ناله و نفیر از دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن که دل من چو گوی در خم چوگان اوستموقف آزادگان بر سر میدان اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95اگلی نظمصبحی مبارکست نظر بر جمال دوستبر خوردن از درخت امید وصال دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن که دل من چو گوی در خم چوگان اوستموقف آزادگان بر سر میدان اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95
اگلی نظمصبحی مبارکست نظر بر جمال دوستبر خوردن از درخت امید وصال دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97