سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95غزل شمارهٔ 95شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: اناوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن که دل من چو گوی در خم چوگان اوستموقف آزادگان بر سر میدان اوست2نقل کریںره به در از کوی دوست نیست که بیرون برندسلسله پای جمع زلف پریشان اوست3نقل کریںچند نصیحت کنند بیخبرانم به صبردرد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست4نقل کریںگر کند انعام او در من مسکین نگاهور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست5نقل کریںگر بزند بیگناه عادت بخت منستور بنوازد به لطف غایت احسان اوست6نقل کریںمیل ندارم به باغ انس نگیرم به سروسروی اگر لایقست قد خرامان اوست7نقل کریںچون بتواند نشست آن که دلش غایبستیا بتواند گریخت آن که به زندان اوست8نقل کریںحیرت عشاق را عیب کند بیبصربهره ندارد ز عیش هر که نه حیران اوست9نقل کریںچون تو گلی کس ندید در چمن روزگارخاصه که مرغی چو من بلبل بستان اوست10نقل کریںگر همه مرغی زنند سختکمانان به تیرحیف بود بلبلی کاین همه دستان اوست11نقل کریںسعدی اگر طالبی راه رو و رنج برکعبه دیدار دوست صبر بیابان اوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخورشید زیر سایه زلف چو شام اوستطوبی غلام قد صنوبرخرام اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 94اگلی نظمز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوستبه قول هر که جهان مهر برمگیر از دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 96آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخورشید زیر سایه زلف چو شام اوستطوبی غلام قد صنوبرخرام اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 94
اگلی نظمز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوستبه قول هر که جهان مهر برمگیر از دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 96