صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 295

غزل شمارهٔ 295

شاعر: سعدی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
چون نتواند کشید دست در آغوش یار
22
گر دگری را شکیب هست ز دیدار دوست
من نتوانم گرفت بر سر آتش قرار
33
آتش آه است و دود می‌رودش تا به سقف
چشمه چشمست و موج می‌زندش بر کنار
44
گر تو ز ما فارغی ما به تو مستظهریم
ور تو ز ما بی نیاز ما به تو امیدوار
55
ای که به یاران غار مشتغلی دوستکام
غمزده‌ای بر درست چون سگ اصحاب غار
66
این همه بار احتمال می‌کنم و می‌روم
اشتر مست از نشاط گرم رود زیر بار
77
ما سپر انداختیم گردن تسلیم پیش
گر بکشی حاکمی ور بدهی زینهار
88
تیغ جفا گر زنی ضربِ تو آسایشست
روی ترش گر کنی تلخِ تو شیرین‌گوار
99
سعدی اگر داغ عشق در تو مؤثر شود
فخر بود بنده را داغ خداوندگار
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آمد گه آن که بوی گلزار

منسوخ کند گلاب عطار

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294

اگلی نظم

دولت جان‌پرورست، صحبت آمیزگار

خلوت بی‌مدعی، سفرهٔ بی‌انتظار

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار

با رخ چون آفتاب سایه نماید نگار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1123

تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1124

آید هر دم رسول از طرف شهر یار

با فرح وصل دوست با قدح شهریار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1130

باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار

باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغ‌ِ زار

سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 14

دولت جان‌پرورست، صحبت آمیزگار

خلوت بی‌مدعی، سفرهٔ بی‌انتظار

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296

ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار

سفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگار

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 33

ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر و قَصَبی مصری بر سر.

کسی گفت: سعدی! چگونه همی‌بینی این دیبای مُعْلَمْ بر این حیوانِ لا‌یَعْلَمْ؟

سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 25

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00